هر سفری آغازی دارد و پایانی. سفر ما هم فعلا به پایان رسیده است، تا ببینیم که بعدها چه می شود!!
از این که این مدت من را فراموش نکردید خیلی خوشحالم و امیدوارم بتوانم دوست خوبی برایتان باشم.
پ.ن.1. مبارز راه روشنایی هنگام اخذ تصمیمات مهم، وحشت زده می شود.
دوستش می گوید: «چنین تصمیمی واقعا دشوار است.» دیگری می گوید: «دست به کار شو. شجاع باش» و به این ترتیب دچار تردید و دودلی می شود.
پس از گذشت چند روز، به گوشه ای از چادرش روی می آورد که هنگام مراقبه و دعا در آن جا می نشیند و آینده را می بیند. مردمی را می بیند که از رفتار او سود می برند و یا آزار می بینند. او نمی خواهد به کسی آسیب برساند و در ضمن مایل نیست از راهش دست بکشد.
مبارز تصمیم خود را می گیرد.
اگر قرار باشد «پاسخ مثبت» بدهد، این کار را با شجاعت انجام می دهد. و اگر قرار باشد «نه» بگوید، بدون ذره ای ترس و هراس این کار را می کند.
(برگرفته از کتاب مبارز راه روشنایی/پائولوکوئیلو)
پ.ن.2. اگر رفیق عشق را هم بشود با ارفاق، یک مبارز راه روشنایی دانست، این مبارز باید بگوید که سخت از آخرین تصمیم مهمی که گرفته است خرسند است و البته برای این که این احساس جاودانه بماند نیاز به دعای دوستان دارد٬ پس التماس دعا.
یا حق![]()
